رشد به زبان فارسی

بیلبوردهایی برای صلح

جنگ تمومه، اگه تو بخوای!

جنگ تمام می‌شود، اگر تو بخواهی!

زمستان ۱۹۶۹، درست وسط جنگ ویتنام، جان لنون و یوکو اونو کاری عجیب کردند: به‌جای اینکه فقط یک ترانه اعتراضی بخوانند یا در یک تجمع سخنرانی کنند، به سراغ همان ابزاری رفتند که شرکت‌های تبلیغاتی و سیاست‌مداران از آن استفاده می‌کردند: بیلبورد. همان چیزی که معمولاً قرار است به تو بگوید فلان نوشابه را بخر یا به فلان حزب رأی بده، این‌بار قرار بود بگوید صلح ممکن است.

خلق آینده- جنگ تمام می‌شود اگر تو بخواهی

در بیش از ده شهر بزرگ دنیا -از نیویورک و لس‌آنجلس گرفته تا لندن، پاریس، رم، آتن، آمستردام، توکیو و هنگ‌کنگ- بیلبوردهای سیاه و سفیدی نصب شد با یک جمله ساده: «جنگ تمام می‌شود! اگر تو بخواهی. کریسمس مبارک از جان و یوکو.» هیچ شعار پیچیده‌ای در کار نبود، هیچ تحلیل سیاسی‌ای هم پشت آن نبود؛ فقط یک جمله که هم‌زمان امیدوارکننده بود و هم‌ نوعی سرزنش ملایم؛ انگار می‌گفت جنگ همچنان ادامه دارد چون ما هنوز نخواسته‌ایم تمامش کنیم.

لنون در توضیح این کمپین گفته بود که آن‌ها تصمیم گرفته‌اند برای صلح جهانی کار کنند، اما این کار را با همان روش تبلیغاتی انجام دهند که سیاست‌مداران و شرکت‌ها همیشه از آن استفاده می‌کنند. به باور او، محصول آن‌ها صلح بود و باید مثل هر محصول دیگری تبلیغ می‌شد تا مردم سرانجام قانع شوند که صلح واقعاً یک گزینه است، نه صرفاً یک آرزوی دست‌نیافتنی.

اینجاست که ماجرا جالب می‌شود. لنون و اونو داشتند از ابزارهای همان نظامی که اغلب نقدش می‌کردند -تبلیغات، رسانه، بیلبورد- استفاده می‌کردند تا پیامی ضدجنگ را پخش کنند. بسیاری در آن زمان این کار را ساده‌لوحانه دانستند و گفتند جنگ با یک پوستر تمام نمی‌شود. آن‌ها راست می‌گفتند؛ جنگ ویتنام با آن بیلبوردها پایان نیافت. اما هدف اصلی لنون هرگز این نبود که فکر کند یک پوستر می‌تواند جنگی را متوقف کند. هدف این بود که ذهن آدم‌ها را، حتی برای چند ثانیه، وقتی از خیابان می‌گذرند و آن جمله را می‌بینند، تکان بدهد.

هنرمندان چطور تلاش می‌کنند آینده را بسازند؟

هیچ هنرمندی نمی‌تواند مستقیماً قانونی تصویب کند یا ارتشی را عقب بکشد. قدرت هنرمند از جای دیگری می‌آید؛ از تخیل. کاری که لنون کرد این بود که تصویری از آینده‌ای که می‌خواست بسازد، جلوی چشم مردم گذاشت. آن بیلبورد نمی‌گفت «جنگ تمام خواهد شد»، می‌گفت «جنگ تمام می‌شود، اگر تو بخواهی» -یعنی مسئولیت را از دولت‌ها و ارتش‌ها می‌گرفت و روی دوش تک‌تک آدم‌ها می‌گذاشت. این ترفندی هوشمندانه بود، چون مخاطب را از حالت تماشاگر منفعل بیرون می‌آورد و به بازیگر تبدیل می‌کرد.

دقیقاً همان کاری که بسیاری از هنرمندان بزرگ در طول تاریخ انجام داده‌اند. آن‌ها آینده را ابتدا در ذهن خودشان تصور کرده‌اند، سپس آن تصور را در قالبی قابل‌لمس -یک آهنگ، یک شعر، یک نقاشی، یک بیلبورد- به دیگران منتقل کرده‌اند. پیش از هر تغییر اجتماعی واقعی، معمولاً کسی باید ابتدا آن را تصور کرده و به شکلی بیان کرده باشد که دیگران هم بتوانند آن را ببینند. هنر دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند؛ تصویر کردن آینده، پیش از ساختنش.

دو سال بعد از کمپین بیلبوردها، لنون همین ایده را در آهنگ «کریسمس مبارک (جنگ تمام می‌شود)» ادامه داد؛ ترانه‌ای کریسمسی که ظاهرش شاد و خانوادگی است، اما زیر آن، دلتنگی برای صلحی نهفته است که هنوز نیامده. همان سال‌ها او آهنگ «تصور کن» را هم منتشر کرد؛ شاید ساده‌ترین و در عین حال بلندپروازانه‌ترین دعوتی که تا‌به‌حال از یک هنرمند شنیده شده: تصور کن دنیایی بدون مرز، بدون تعصب، بدون دارایی. باز هم همان الگو تکرار می‌شد؛ نه دستور، نه شعار سیاسی، فقط دعوت به تصور کردن.

شاید بتوان گفت این دقیقاً تفاوت میان یک سیاست‌مدار و یک هنرمند است. سیاست‌مدار می‌کوشد با قانون و قدرت، آینده را مهندسی کند، اما هنرمند می‌کوشد با تخیل و احساس، آدم‌ها را قانع کند که آینده‌ای دیگر ممکن است. شاید به همین دلیل است که گاه کار هنرمندان از کار سیاست‌مداران ماندگارتر می‌ماند؛ قانون را می‌شود لغو کرد، اما وقتی تصویری یا آهنگی در ذهن یک نسل جا بیفتد، دیگر به این آسانی پاک نمی‌شود.

این همان چیزی است که امروز هم می‌توان از آن آموخت. هر هنرمندی -نویسنده، نقاش، یا آهنگساز- وقتی اثر خودش را می‌سازد، در عمل پیشنهادی به آینده می‌دهد؛ پیشنهادی که می‌گوید دنیا می‌تواند شکل دیگری هم داشته باشد. شاید هرگز ندانیم آن پیشنهاد چقدر بر آینده تأثیر گذاشته است، اما همین‌که کسی جرأت کند آن تصویر را بسازد و برابر چشم دیگران بگذارد، خود گامی است به سوی همان آینده.

جان لنون شاید جنگ ویتنام را با یک بیلبورد پایان نداد، اما چیزی را ثابت کرد: هنر می‌تواند جرأت تصور دنیایی بهتر را به آدم‌ها بدهد. و شاید همین جرأت، نخستین قدم واقعی برای هر تغییری باشد که قرار است در دنیا رخ دهد.

نویسنده

  • رشدنویسان به بررسی محتوای فارسی‌زبانان در زمینه رشد فردی می‌پردازد و تلاش دارد تا در مسیر مکتوب کردن تجربه‌های ارزشمند آنها در حوزه رشد فردی گام بردارد.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط